management
مدیران برتر
|
|
ایران و نیاز به برق هسته ای خروج از محدودیت سلام دوستان فرا رسیدن سالروز میلاد پیامبر اعظم (ص) و امام جعفر صادق (ع) بر تمامی هم میهنانم تبریک عرض مینمایم. ضمناْ این غرور ملی و این عزت و سربلندی بر همه ایرانیان مبارک باد .
ایران و نیاز به برق هسته ای خروج از محدودیت رشد اقتصاد جهانی٬مهمترین محرک برای رشد تقاضای انرژی در جهان بوده است و از آنجا که کشورها برای رشد اقتصادی خود نیازمند انرژی هستند٬همواره مقادیر بیشتری از آن را مطالبه می کند. در این میان اگر چه نفت در سال های گذشته به عنوان یکی از مهمترین منابع انرژی در جهان مطرح بوده است٬اما محدودیت در منابع و فنا پذیری آن طی سال های آینده٬دولت ها را به سوی استفاده از انرژی های نو رهنمون کرده است. انرژی هسته ای در شمار یکی از این انرژیهای نو محسوب می شود و ایران بنابردلایل بسیار٬وارد کارزار تأمین انرژی شده است تا سهم مناسبی از منافع حاصل از انواع فعالیت های هسته ای را به دست آورد٬اما در این فرآیند پر فراز و نشیب٬بر اثر جوسازی ایالات متحده در سطح جهان بر ضد ایران و طولانی شدن روند آن دستیابی کشورمان به فناوری هسته ای دغدغه امنیتی را برای کشورهای دیگر فراهم کرده است.به طوری که فضای حاکم بر این فرایندکاملاً سیاسی شده و از برخی نیازهای اساسی به آن غفلت شده است.صاحب نظران اقتصادی بر این باورند که این چنین محدودیت هایی نباید باعث شود تا ایران از دستیابی به فناوری های جدید دنیای امروز غافل بماند.مصرف برق کشور در دو سال گذشته به طور متوسط بیش از 7%در سال رشد کرده است. با توجه به برنامه های توسعه کشور٬کلیه پیش بینی ها حکایت از آن دارد که این روند فزاینده همچنان ادامه خواهد داشت.از سوی دیگر٬به دلیل وضعیت اقلیمی کشور و محدودیت های ظرفیت های برق-آبی٬با وجود توسعه گسترده این منابع٬سهم تولید برق از سدها و منابع آبی کشور ظرف 40 سال گذشته از بیش از 25%به کمتر از 4% کاهش یافته و تولید برق کشور بیش از پیش به نیروگاه های بخاری و گازی و یا سیکل ترکیبی وابسته شده است. این مساًله نیز بسیار با اهمیت است که به دلیل محدودیت منابع غنی ذغال سنگ در کشورمان٬ذغال سنگ نیز سهمی در تولید برق ندارند و در آینده نیز نمی تواند سهم قابل توجهی در این زمینه داشته باشد٬از این رو تولید انرژی برق در نیروگاه های کشوردر قیاس با متوسط جهانی نیز بیش از حد به سوختهای هیدرو کربوری وابسته است.همچنین باید توجه داشت فرایند تبدیل انرژی اولیه هیدروکربوری به برق٬ راندمان نسبتاً پایین و اثار منفی زیست محیطی دارد٬بنابراین برای تأمین نیاز آینده کشور به نیروی برق٬روی آوردن به تولید برق هسته ای اجتناب ناپذیربه نظر می رسد و به همین دلیل حتی در دوران رژیم گذشته٬تولید برق هسته ای در برنامه های بلند مدت تأمین برق٬انرژی مورد نیاز کشور لحاظ شده است و متوقف کردن برنامه های یاد شده به معنای آسیب به فرایند رشد و توسعه اقتصادی کشور خواهد بود. انرژی های فنا پذیر و آلوده ساز اگر جامعه جهانی و بویژه دولت صنعتی غرب در ادعاهای خود در مباحث مربوط به جهانی شدن و الزام های آن صداقت دارند٬باید این صداقت را در همه امور نشان دهد. در زمینه منابع انرژی فسیلی٬با توجه به دو ویژگی مهم این منابع٬ نگرش و برنامهریزی یکپارچه اهمیت فراوانی دارد.این دو ویژگی عبارتند از:فنا ناپذیر بودن و آلوده ساز بودن این منابع اگر نگاه واقعاً جهانی باشد٬منابع محدود فسیلی متعلق به کل جامعه بشری است و پیامدهای زیست محیطی ناشی از مصرف بی رویۀ آن نیز گریبان کل جامعه بشری را می گیرد. بنابراین یک برنامه ریزی منطقی با نگرش های محدود ملی لازم است که در انتخاب ترکیب بهینه به استفاده از حامل های مختلف انرژی و منابع کل جامعۀ بشری توجه شود.در این چارچوب آیا منطقی خواهدبود که مثلاً در یک کشور٬بعضی از حامل های انرژی به صورت غیر اقتصادی استفاده شوند و این کشور به هر دلیل یا بهانه ای ٬ از بهینه کردن ترکیب انرژی خود بازداشته شود و یا در جایی که بهینه ملی یا بهینۀ جهانی در تعارض قرار می گیرند٬در فرایند جهانی شدن کدام را باید انتخاب کرد؟کشورهای صنعتی بعد از دهۀ70 تمام تلاش خود را برای به حداقل رساندن سهم نفت و گاز در سبد انرژی مصرفی خود داشته اند٬اما سهم این منابع هرگز به صفر نرسیده است و نخواهد رسید و بنابراین باید از منابع هیدرو کربوری در سطح جامعۀ بین المللی به صورت بهینه استفاده کرد.استفادۀ غیر بهینه یک کشور موجب محرومیت کل جامعه بشری خواهد شد٬بنابراین منطق جهانی ایجاب می کند که جامعه بشری در مقابل وادار کردن یک کشور به استفادۀ غیر بهینه از منابع انرژی خود موضع گیری کند. با توجه به آنچه گفته شد٬نیاز ایران به برق هسته ای آشکارتر می شود و برای دستیابی ایران به این فناوری باید به هر گونه همکاری ایران با اتحادیه اروپایی در زمینۀ انرژی اتمی در چارچوب همکاری گسترده در زمینۀ کل مقوله انرژی ٬ توجه شود . دامنۀ کاربرد فناوری هسته ای یکی از حوزه های کاربرد انرژی هسته ای صنایع غذایی است. پرتو دهی مواد غذایی فرایندی است که طی آن اشعه یونیزان برای تازه نگهداشتن غذا و کشتن میکروب ها مورد استفاده قرار می گیرد. برخی پرتو دهی مواد غذایی را تحت عنوان روش پاستوریزاسیون سرد نامیده اند.زیرا در این روش به جای انرژی گرمایی٬انرژی اشعه برای از بین بردن میکروارگانیزم های بیماری زا به کار می رود. لیستر٬پاستور و دیگران ارتباط بین فساد مواد غذایی را با وسایل و ظروف آلوده که به شیوع بیماری منجر می شود٬مطرح کردند.پس از آن نه تنها تهیۀ غذا در زمان و مکان مورد نیاز بلکه جلوگیری از صدمه زدن به انسان نیز از اهداف مورد نظر بود. به کار گیری فرایند قرار دادن مواد غذایی در معرض انرژی اشعه تازگی ندارد. برای مثال قرن ها از انرژی خورشید برای حفظ گوشت٬میوه و سبزی و ماهی استفاده شده است. اخیراً تشعشع مایکروویو و مادون قرمز برای گرم کردن غذا به کار می روند. فناوری پرتودهی تاریخچۀ طولانی در مورد محصولات غیر غذایی دارد. این فناوری چند دهه برای اتصال متقاطع پلیمرهای مورد استفاده در لاستیک های اتومبیل ها٬عایق دار کردن سیم ها٬جوهرهای چاپ و محافظ های بسته بندی موادغذایی بکار رفته است؛همچنین به منظور استریل کردن حدوداً 50%همه مواد عرضه شده در وسایل پزشکی مانند بانداژها٬نخ بخیه و پارچه های جراحی استفاده می شود و در حال حاضر محصولات مورد مصرفی همچون مواد آرایشی٬پستانک بچه٬حلقه های لاستیکی مخصوص گاز گرفتن کودک و ... همگی با پرتو دهی استریل می شوند. از دیگر حوزه های کاربرد انرژی هسته ای٬صنعت است. رادیو ایزوتوپ ها٬ مواد رادیو اکتیوی که طبیعی اند یا بطور مصنوعی ساخته می شوند٬کاربرد وسیعی در ابزار٬اندازه گیری ها و دستگاه های تصویر برداری دارند. محور همه این کاربرد ها رادیو ایزوتوپ است. گر چه اشعه دیده نمی شود٬اما براحتی می تواند با ابزار نوری صحیح تشخیص داده شود. علوم فضایی نیز از این تکنولوژی بی بهره نمانده است فناوری فوق نقش بسیار مهمی در اکتشافات فضایی دارد. با مطالعه علوم هستهای و بکارگیری این دانش می توانیم ماهوار ها٬ایستگاه فضایی بین المللی و مسافران فضا را تقویت و حفاظت کنیم.از مهمترین کاربردهای انرژی هسته ای٬بکارگیری آن در علم پزشکی است. پزشکی هسته ای و رادیولوژی همگی تکنیک های پزشکی هستند که مستلزم استفاده از پرتودهی یا رادیواکتیویته برای تشخیص٬درمان و جلوگیری از بیماری اند. در حالیکه رادیولوژی تقریباً نزدیک به یک قرض است مورد استفاده قرار گرفته٬پزشکی هسته ای حدوداً 50 سال پیش آغاز شد؛وبالاخره یکی از حوزه های مهم استفاده از انرژی هسته ای تولید الکتریسیته است. انرژی از منابع طبیعی از جمله ذغال٬گاز٬نفت٬آب٬باد٬خورشید و در نهایت از منابع هسته ای ایجاد می شود. بخشی از این انرژی برای تولید برق استفاده می شود (دیگر بخش ها برای مثال شامل حمل ونقل می باشد) کارخانجات تولید برق گرما یا حرکت این منابع طبیعی را برای تولید برق بکار می برند٬ اما یکی از پاکیزه ترین روش ها از لحاظ محیطی برای تولید برق٬استفاده از انرژی هسته ای است؛ با این وصف جایگاه انرژی اتمی با جنبه های وسیع و سودمند کاربردی مشخص بوده و اهمیتی که در بهبود کیفیت زندگی بشر دارد و نقش آن در پیشرفت علمی٬صنعتی و اقتصادی جوامع روشن است. (((انرژی هسته ای حق مسلم ماست))) نوشته شده توسط حمید آقامحمدی | لینک ثابت | موضوع: |
انرژی هسته ای حق مسلم ماست دوستان
عزیزان ضمن عرض تبریک به مناسبت آغاز امامت حضرت مهدی(عج) از همه شما دعوت می کنم برای حل پرونده هسته ای ایران همه با هم یک صدا و یکپارچه به کمک دولتمان بشتابیم لذا خواهشمندم حتی المقدور این شعار محکم را در وبلاگ خود قرار دهید انرژی هسته ای حق مسلم ماست نوشته شده توسط حمید آقامحمدی | لینک ثابت | موضوع: |
حرف بزرگان
■ اعمال شما با صدایی بلندتر از گفتارتان سخن میگویند. ( کتاب کلیدهای طلایی مدیریت منابع انسانی – نوشته استیفن رابینز)
■ سرمایه محدود عمر فقط قابل تخمین است؛ یک انسان با امید زندگی طولانی، حداکثر200000ساعت از زمان را به عنوان وقت قابل استفاده در اختیار دارد.امروز را به عنوان اولین روز باقیمانده زندگی تان به حساب آورید. «مدیریت زمان- نوشته لوتر جی سیورت» نوشته شده توسط حمید آقامحمدی | لینک ثابت | موضوع: |
جايگاه مديران و كارشناسان در فرآيند تصميمگيري ۱- تصميمگيري از جمله اصول مهم مديريت بشمار ميرود. تصميمگيري و يا تصميمسازي به معناي انتخاب بهترين گزينه براي حل يك مسئله معادل فارسي آن است. اهميت تصميمگيري در مباحث مديريتي به حدي است كه برخي آنرا در فرآيند مديريت همانند يك روح ارتباطي به تمام گامها تعميم ميدهند. برخي نيز تصميمگيري را در حوزه برنامهريزي جاي ميدهند. با فرض پذيرش هر يك از ديدگاههاي مذكور جايگاه تصميمگيري در مديريت در مرتبه بلندي قرار ميگيرد. انديشمندان رشته مديريت مهمترين نوع تصميمگيري را تصميمگيري عقلائي و يا تصميمگيري بر مبناي منطق و عقل دانستهاند. منظور آنان تصميمي است كه هيچ اقدام و حركتي در فرآيند آن بدون دليل و برهان پذيرفته نشود. بر اين اساس فرآيند تصميمگيري عقلاني را شامل مراحل زير ميدانند: 1- شناسايي و يا تعيين مسئله 2- شناسايي گزينههاي حل مسئله و ارزيابي و مقايسه آنان 3- انتخاب بهترين گزينه 4- اجراي گزينه مورد نظر و ارزيابي مستمر بطوريكه در اين فرآيند مشاهده ميشود. تصميمگيري در هر سازمان و جامعه با هر ماهيت و نوع كار امري نيست كه به تنهايي از عهده شخص مدير برآيد. اگر چه ممكن است تصميمگيري در سطوح بالاي سازماني با سطوح پائينتر در اين زمينه تفاوتهايي داشته باشد و امكان ايفاي نقش مدير در سطوح عالي بيشتر از سطوح پائين در تصميمگيري باشد. لكن بطور حتم در هر سازمان و جامعه روزانه موارد متعددي مسئله، اعم از مشكلات، نواقص، ضعفها و يا فرصتها وجود خواهد داشت كه مستلزم تصميمگيري است. به لحاظ ماهيتي بخش قابل ملاحظهاي از فرايند تصميمگيري نيز فني و تكنيكي خواهد بود، بطوري كه در مباحث مديريت مطرح است مهارتهاي مورد نياز و توانائيهاي او در زمينه فني، انساني و ادراكي در سطوح سه گانه رايج مديريت، يكسان نيست. مديران سطح عالي كمتر نيازمند مهارتهاي فني هستند. مديران مياني اندكي بيشتر و مديران پايه و عملياتي نيازمند مهارتهاي فني بالاتر خواهند بود اما مهارتهاي انساني كه عبارت است از برقراري ارتباط درست، رهبري و هدايت كاركنان، در تمام سطوح مورد نياز است. مهارتهاي ادراكي و مفهومي كه به معناي قدرت جمعبندي و تجزيه و تحليل اجزاء در چارچوب كل سازمان و تشخيص نقش هر واحد در كل سازمان است، در سطوح بالاتر بيشتر از سطوح پائيني ضرورت دارد. حال اگر نقش كارشناسان را بعنوان ۲- نقش مدير در فرآيند يك تصميمگيري عاقلانه و منطقي در سه مرحله به خوبي نمايان است. O.K. دادن به نوع مسئله و تائيد بررسي آن از وظايف قطعي مديران است. در هر سازمان ممكن است از طريق بازخورهاي داخلي سيستم و يا عوامل محيطي، مشتريان و ارباب رجوع، تغييرات ساختاري و روشي و يا بر اثر فرصتهاي پيش آمده به تشخيص مدير و اجزاء سيستم مسايلي عرض اندام نمايد. و چه بسا كارشناسان نيز در ارايه اين مسايل به مدير موثر باشند لكن اين شخص مدير است كه مسئله بودن آن موضوع را تائيد و جهت بررسي، شناسايي دقيق و تعريف كاربردي به كارشناسان محول مينمايد. بدون ترديد اكتفاي مدير به يافتههاي شخصي در مرحله شناسايي مسئله، او را دچار مشكل خواهد نمود مدير بايستي اطلاعات و بررسيهاي كامل فني و همه جانبه موضوعات مطرح شده به نام مسئله را از طريق كارشناس اخذ و در نهايت پس از تبادل نظر با آنان در صورت تأييد مسئله بودن، موضوع را رسماً اعلام نمايد. ۳- بررسي، مطالعه و شناسايي گزينههاي ممكن و راهحلهايي كه ممكن است به رفع مشكل، نواقص و كمبودهايي كه به نام مسئله مطرح شده بود، بينجامد از وظايف اصلي و انكار ناپذير كارشناسان است. گاهي مديران همه فن حريف خود را در اين مرحله در حد يك كارشناس با موضوع درگير ميسازند و اين يك دام خطرناك براي شبكه تصميمگيري در سازمانها و مراكز تصميمگيري است. ورود مدير در جايگاه كارشناس صرفاً در زماني كه مدير در آن مورد بخصوص Techincal.Man باشد تا حدي ميتواند موجه باشد لكن اگر اين رويه به تمام موارد تعميم يابد و هر زمان تكرار شود، مدير را از انجام وظايف مديريتي باز خواهد داشت. شايد برخي از مديراني كه همواره از كم آوردن وقت مينالند بخشي از اين مشكل آنان ناشي از ورود غير منطقي در بخشهاي كارشناسي است. از ديگر سو گاهي مشاهده ميشود كارسناسان جايگاه خود را با مدير كه وظيفه اولويت بندي و تشخيص اصلح و برتري دادن يك گزينه را بر عهده دارد اشتباه ميگيرند. كارشناسان بايد تمام گزينههاي ممكن و در دسترس را حول مسئله تعريف شده مورد توافق مدير و كارشناسان بررسي و نقاط قوت و ضعف هر يك از آنها را مشخص و ليست نمايند، و پس از مقايسه و تطبيق نقاط مشترك و اختلاف و ابعاد مختلف هر گزينه در برابر ساير گزينهها را ليست نموده و در اختيار مدير قرار دهند. يكي از دامها و موانع جدي بحثهاي كارشناسي در فرآيند تصميمگيري يك گزينهاي بودن كارشناسان ما در سازمانها و موسسات اقتصادي است در ارزيابي عملكرد سازمانهاي دولتي و واحدهاي اقتصادي بخش خصوصي ميتوان به اين مشكل بعنوان شاخص عدم موفقيت اشاره نمود. سازمانهايي كه كارشناسان آنان براي حل مسايل يك گزينه بيشتر را در نظر نميگيرند زمينهساز عدم موفقيت سازمان و نيز مديريت ميشوند. سازمانهاي موفق سازمانهايي هستند كه كارشناسان آنها تمام گزينههاي ممكن را بررسي، ارزيابي و جهت انتخاب بهترين آنها در اختيار مدير قرار ميدهند. گاهي نيز ملاحظه ميشود كارشناسان ضعيف و يا فاقد استقلال فكري تحت تاثير مديران ضعيف و به توصيه آنها به جاي بررسي و شناسايي گزينههاي ممكن و متعدد، صرفاً يك گزينه – آنهم گزينه مورد نظر مدير – را بعنوان بررسي كارشناسي عرضه ميدارند كه نتيجه آن از پيش معلوم است. اگر فقدان و يا ضعف كارشناسي در تصميمگيري سازمانها را عامل مهم عدم موفقيت و ناكارايي آنها بدانيم مطالعه عملكرد و جايگاه كارشناس در سازمانها و ارتباط و تعامل كارشناسان با مديران ميتواند يكي از ضرورتهاي اصلاح نظام اداري كشور و موسسات اقتصادي بخش خصوصي است. ۴- گاهي اهميت مرحله انتخاب بهترين گزينه از سوي مدير سيستم به حدي است كه صاحب نظران مديريت مهمترين وظيفه و حتي تنها وظيفه مدير در فرآيند تصميمگيري را همين اقدام كه صرفاً يك تيك زدن (ü) تلقي ميشود، ميدانند. مرحله انتخاب بهترين و يا مناسبترين گزينه به خودي خود نشان ميدهد كه انتخاب زماني متحقق شدني است كه چندين گزينه وجود دارد تا مدير بتواند بهترين آنرا انتخاب نمايد. در موارد متعددي كه كارشناسان به يك گزينه اكتفا مينمايند چگونه ميتوان از مدير انتظار داشت كه بهترين گزينه را انتخاب نمايد. يكي از معضلات مهم شبكه تصميمگيري در سازمانها و موسسات اقتصادي كشور همين است. ۵- پس از انتخاب گزينه مناسب، مدير دستور اجراي آنرا صادر مينمايد. در اين مرحله كه با نظارت و ارزيابي مستمر همراه است. مجموعه عوامل سازماني وظايفي را بر عهده دارند از آن جمله مدير و كارشناسان. بديهي است عدم اجراي صحيح و بموقع تصميمات تمام زحمات مدير و كارشناسان در مراحل قبلي را از بين ميبرد. اغراق نيست اگر گفته شود در شبكه مديريت كشور يكي از مهمترين موانع موفقيت، عدم توجه به اجراي دقيق و مطلوب تصميمات اتخاذ شده است. گاهي مديران و كارشناسان با انتخاب بهترين گزينه و ابلاغ آن به عوامل اجرايي، وظيفه خود را پايان يافته ميدانند. بخصوص در مواردي كه مراكز بررسي شناسايي، ارزيابي و انتخاب گزينهها از مراكز اجرا مجزا هستند (همانند مجلس و دستگاههاي اجرايي و يا ستادهاي وزارتخانهها و صف آن سازمانها) اين مشكل مشهودتر است. ۶- با توجه به مطالب فوقالذكر ميتوان نتيجه گرفت كه توجه مديران و كارشناسان به جايگاه خود و فراتر نرفتن از حدود كاري به همراه پرهيز از عدم تداخل، احترام به جايگاه هر يك از سوي ديگري بخصوص عدم دست درازي مدير در بحثهاي كارشناسي و قبول اين واقعيت كه تصميماتي منطقي و عقلاني است كه پايه و اساس آنها بررسيهاي كارشناسي است، ميتواند شبكه تصميمگيري سازمانها و بنگاههاي اقتصادي را با موفقيت بيشتري مواجه سازد. در تهيه اين مقاله از منابع زير بهره گرفته شده است: 1. سيد مهدي الواني، تصميمگيري و فرآيند خطمشيگذاري عمومي، تهران، انتشارات سمت، 2. اسفنديار سعادت، فرآيند تصميمگيري در سازمان، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1373 3. هرسي- بلانچارد، مديريت رفتاري سازماني، قاسم كبيري، جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران، 1368 نوشته شده توسط حمید آقامحمدی | لینک ثابت | موضوع: |
|
|